تبليغاتX
برای کسانی که به عشق خودشون نرسیده اند..

برای کسانی که به عشق خودشون نرسیده اند..

برای کسانی که به عشق خودشون نرسیده اند..

و رفتی!!!

هیچ از خودت پرسیدی عاقبت این دل عاشق چه میشود؟؟؟
هیچ از خودت سوال کردی به کدامین گناه مرا تنها گذاشتی؟؟؟
کاش لحظه رفتن اندکی تامل می کردی و به گذشته می اندیشیدی.به گذشته ای نچندان دور.به روز اول اشنایی به قسم هایی که برای هم خوردیم و به قول هایی که به هم دادیم.
تو رفتی!!!
کاش هنگام رفتن تمام مهر و محبتی را که این دل ساده نسبت به تو کسب کرده بود با خود میبردی.کاش میدانستم صدای چه چه گنجشک ها روزی به پایان میرسد و من تنها می مانم.
تو رفتی!!!
چگونه دلت امد از دل ساده و قلب مهربانم بگذری.قلبی که به عشق تو می تپید و تو ان را تنها گذاشتی.بعد از تو نه بهار رنگ سبزی برایم دارد نه تابستان برایم معنایی.
تو رفتی!!!
آری تو رفتی و مرا در یخبندان بی کسی ها تنها گذاشتی....
 
امیودارم هیچ وقت عزیزترینت تنهایت نگذارد...........
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 10:33  توسط یه عاشق دل سوخته(یاس...)  | 

 

یادت نره منتظرم

یادت نره منتظرم... دل من رو نشکنی... یادت نره تو رو دارم... نری تنهام بذاری... یادت نره که تو فقط امیدمی... به من نگی که دل نبند... به این امید تو زندگی... یادت نره که عشق من یه چاره بیشتر نداره... چاره ی عشق من تویی... نگو که راهی نداره... یادت نره عاشقتم... عشقم رو از یادت نبر... قلب رو زیر پات نذار... زندگیم رو با خود نبر... یادت نره منتظرم... دل من رو نشکنی... میدونی انتظار مثل مرگه... میدونی... میدونی قلب من پر زدرده... میدونی... میدونی که زندگیم چه بیرنگه... میدونی... میدونم که میدونی... انتظارم رو تموم کن... تو که این رو میتونی... یادت نره منتظرم... دل من رو نشکنی... من رو با کوه امید... ته جاده نسپاری... با غم عشق چشمات... تک و تنهام نذاری... اشک تو چشمم نیاری... غم انتظارت رو... باز تو قلبم نکاری... یادت نره منتظرم... قلب من رو نشکنی

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 10:30  توسط یه عاشق دل سوخته(یاس...)  | 

ای کاش

اشکهایم با دست های مهربان تو پاک می شد

اما تو هیچ وقت نتوانستی باور کنی

 قلبی که غرورش شکسته در انتظار توست

در مقابل تو غرور معنا ندارد

نتوانستی باور کنی که دو چشم بی تاب من

 که هر لحظه انتظار طلوع نگاه تو را می کشند

 و ندانستی که دست هایم فقط

 به دنبال گرمی دست های تو می گردند

سراپای وجود تو همه خوبیست

و همین است که مرا آرام میکند

من عاشق کسی بودم که عشق را به تنها ای من رسم کرد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 10:28  توسط یه عاشق دل سوخته(یاس...)  | 

قلب من در هر زمان خواهان توست

                                      این دو چشم عاشقم مهمان توست

گر چه لبریز از غمی درمانده ای

                                     این نگاهم در بی درمان توست

در میان ظلمت شبهای غم

                                    چلچراغ قلب من چشمان توست

در کنارم لحظهای اسوده باش

                                    همه ی دستان من دستان توست

قایق شکسته ودلم تا ابددر ساحل چشمان توست

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 10:26  توسط یه عاشق دل سوخته(یاس...)  | 

غروب ساحل

دوباره این منم تنها تنها

غروب ساحل و اوای موجا

دوباره یاد چشم رنگ دریات

دوباره خالی جای تو این جا

دوباره میکشم عکس چشماتو

با حسرت رو تن تبدار شنها

نشستم روی سنگ و قصه میگم

از عشق تو برای مرغ دریا

دوباره رفتی و تنها گذاشتی

منو با انتظار پوچ فردا

چه فرداها که رفت و برنگشتی

چه رنجا که کشیده قلب شیدا

غروبه وقت رفتن باز رسیده

میرم تا جا بمونه رد پاها

نشستن توی ساحل بی حضورت

چقدر تلخه چقدر تلخه خدایا

دوباره خاطرات با تو بودن

دوباره دیدن تو توی رویا

دوباره منو.دوباره غربتی شوم

دوباره خالی جای تو این جا(من عاشق تا به کی ...........

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 10:25  توسط یه عاشق دل سوخته(یاس...)  | 

اينجا که دنيا اسمشه ، غربت نشينی رسمشه

با ما که دل پاکيزه ايم ، گويی هميشه خصمشه

دنيا يه روز خودکشيه ، يه روز پر از دلخوشيه

اما برای ما فقط ، يه تابلو نقاشيه

عشق های بی دست و بی پا ، يخ زده در دست های ما

آی روزگار ما زنده ايم ، نفس نکش به جای ما

آی آدما بسه ديگه ، اين برزخه يا زندگی

مونديم جدا ازهمديگه ، فقط به جرم سادگی

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 10:23  توسط یه عاشق دل سوخته(یاس...)  |